شايد بار ها جمله معروف شکسپير در نمايشنامه هملت رو شنيديم؛ "بودن يا نبودن"
آلکسيوس ماينونگ (فيلسوف معاصر اتريشی) ديد متفاوتی به بودن يا نبودن داشت و معتقد بود؛
چيستی فراتر از هستی ست. وقتی ما به چيستی اشياء و دنيای اطرافمون پی ببريم به خودی خود، هستی و بود و نبودش رو هم پاسخ گفتيم.
ميشه این نظريه اشياء ماينونگ رو به مشکلات و اتفاقات دور و اطرافمون هم بسط و توسعه داد. وقتی از چيستی يک رخداد آگاه شيم، می تونيم قضاوت کنيم که آيا این رخداد، يک اتفاق ناگوار هست يا نيست! و اگه هست چه راه حلی ميشه براش پيدا کرد.
البته این در مورد ما ایرانی ها زياد صدق نمی کنه! چون اگه مشکلی واسه ما پيش بياد، اول يک مقصر واسش پيدا می کنيم (ترجيحاً فردی که گردنش باريکتر و ديوارش کوتاه تر از بقيه باشه، در صورت يافت نشدن فرد مورد نظر؛ ليست غايبان رو جستجو می کنيم) سپس دنبال راهی برای فرار از مشکل می گرديم. خلاصه هر کاری می کنيم جز شناخت مشکل و پيدا کردن راه حل!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:13 PM توسط بيقرار
