روی کاغذ؛ حتی اگه درستی يا نادرستی يک گزاره بر ما پوشيده باشه، اون گزاره قطعا درسته يا غلطه، نمی تونه هم درست باشه هم غلط! ولی در واقعيت زندگی؛ گزاره ها فريبنده هستن، واسه همين درستی يا نادرستی گزاره ها هميشه مطلق نيست، می تونه تابعی از مکان يا زمان باشه. يه عمل ميتونه در جایی درست  و در جای ديگر نادرست باشه، می تونه در يک دوره زمانی درست و در زمان ديگه نادرست باشه، مثه خوبی و بدی که خيلی وقتا نسبيه. تعريف گزاره ها در زندگی خيلی سخته، به سختیه قضاوت ...
 
 

 
در آن روز تاريک و خاموش فصل خزان، وقتی ابرها آسمون رو فرا گرفتن
سوار بر اسبی تنها، تنهاترين مسير این سرزمين رو می پيمودم
وقتی به خودم اومدم، خورشيد داشت غروب می کرد
در حالی که خونه اميدم در کوهستان بود
می دونم چيزی که قرار بود بشه، نشد
وجودم رو غمی طاقت فرسا فرا گرفته بود
ولی در اولين نگاه
شعری رو می ديدم؛ که فرار واهی من از این ورطه رو بتصوير می کشيد
شعر ديوار های متروک و بی کس
شعر وجدان های افسرده
همه جا سرد و خشک بود
غوطه ور، برای پيدا کردن ذات زندگی.
 
 
پ ن: برگرفته از آخرين ديالوگ فيلم Detachment به کارگردانی Tony Kaye و بازی Adrien Brody.