ساغر باش؛ برسان خود را به وی، به سلامی پر از می
و بمان
ساعت باش؛ برسان خود را به هشت، به قراری که گذشت
و بمان
آتش باش؛ برسان خود را به گل، بپزش تا مرز دل
و بمان
کاغذ باش؛ برسان خود را به يار، دو سه شب قبل از بهار
و بمان
با من باش؛ برسان خود را به تن، برسان خود را به جان
و بمان
 
 
پ ن: ترانه نامه های اسفند (و بمان) کاری از گروه دنگ شو.
 
 
 

 
خروج انسان از خوار شدنی که خود بر خویش تحمیل کرده. این خوار و ذليل شدن؛ ناتوانی در به کاربردن فهم خود بدون راهنمایی دیگری ست.
این خوار شدن خود- تحمیلی است، اگر علت آن نه در بی خردی بلکه در فقدان عزم و شهامت در به کارگیری فهم خود بدون راهنمایی دیگری باشد.
 
 
پ ن: برگرفته از مقاله «در پاسخ به پرسش روشنگری چيست؟» نوشته ايمانوئل کانت.
(Beantwortung der Frage: Was ist Aufklärung)