کمّيت و کيفيت زندگی

 
زندگی ما  دائما در حال تغيير و دگرگونی هستش، این تغييرات; هم کمّی هستند هم کيفی. تغييرات کمّی، محسوس و قابل مشاهده هستند; مثل درآمدمون، مخارجمون، رنگ موهامون، شکل ظاهرمون يا فرسودگی امکانات و وسايل زندگيمون و ... همچنين بر خلاف مفاهيم کيفی، هر آنچه کمّی هستش قابل شمارش و اندازه گيريه، مثل شمارش سنّمون يا ميزان سفيدی موهامون. هر آنچه که قابل اندازه گيری باشه، ميشه ازش يک مدل رياضی ساخت! در واقع این مدل بر اساس کميت های زندگی ساخته ميشه، بيان نسبت تغييرات يک کميت به کميت ديگر در رياضيات با مفهوم مشتق تعريف ميشه و مجموع این کميت ها همون انتگرال هستش. حالا اگه بخواهيم این مدل رياضی رو دوباره با زندگی تطبيق بديم، حاصل این مشتقات و انتگرال ها همون کيفيت زندگی هستش. يا به عبارت ديگه; حاصل مشتقات زندگی يعنی تجربيات زندگی، يعنی فهم و شعور، يعنی ميزان رضايت از زندگی، خلاصه بگم يعنی احساس خوشبخت يا بدبخت بودن در زندگی! این همون کيفيت زندگيه! و ديديم که این کيفيت خود تابعی از همين کميت هاست و با تغيير کميت ها این کيفيت هم دچار تغيير و دگرگونی ميشه.
 
پ ن: سعی کردم آنچه در ذهن داشتم رو ساده به زبان بيارم ولی نمی دونم چقدر موفق در بيانش بودم!
 

همه با هم برابرند

 
رفقا، تصور نکنید پیشوا بودن لذتبخش است. درست برعکس، کاری است بسیار دقیق و‬ ‫پرمسئولیت.‬ ‫هیچ کس به اندازه رفیق ناپلئون به تساوی حیوانات معتقد نیست. او به شخصه بسیار‬ ‫خوشحال هم می‌شد که مقدرات شما را به خودتان واگذار کند، اما چه بسا ممکن است‬ ‫که شما به غلط تصمیمی اتخاذ کنید.‫ همهٔ حیوانات برابرند ‬اما بعضی برابرترند.
 
حیوانات خارج، از خوک به آدم و از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه کردند، ولی دیگر امکان نداشت که یکی را از دیگری تشخیص دهند.
 

پ ن: بر گرفته از رمان مزرعه حيوانات، شاهکار جرج اورول، فصل های پنجم و دهم.

 

دليل

 
گاهی وقتا برای انجام دادن کاری دنبال دليل می گرديم، گاهی وقتا هم پس از انجام دادن کاری دليلی براش پيدا می کنيم. دليل اول همون بهونه ست و دليل دوم هم همون توجيه. زندگی بی بهونه و توجيه می تونه زيبا شه، ولو تنها برای يک روز، بی بهونه خنديدن، بی توجيه گريستن!
 
 

تقدير

 

زندگی يه بازيه و آدم ها در این بازی نقششون رو بازی می کنن ، بعضی ها در این ایفای نقش موفقند و بعضی ناموفق، اینکه آيا نقش آدم ها از پيش نوشته شده يا اصلا کی نوشته شده، يک سوال بی جوابه! شايد جوابشو در تعريف تقدير بايد جستجو کرد.

پ ن: نظريه نقش از پيش تعيين شده انسان در بازی زندگی، اولين بار توسط فلوطين فيلسوف قرن سوم ميلادی در مصر مطرح شد.