جنون بدخيم

 
دو نوع جنون داريم; خوش خيم و بدخيم، مرز بندی ایندو هم آسون نيست.
نوع خوش خيم، بيمار در آسودگی و سر خوشی بسر می بره و اطرافيان در عذاب!
نوع بدخيم بر عکسه، این خود بيماره که در عذابی هولناک فرو رفته، اصطلاحا به این بيماران نابغه هم گفته ميشه. این دسته از مجنون ها معمولا بعد از مرگشون شناخته ميشن.
 
پ ن: رميکسی از موسيقی متن فيلم Requiem For A Dream شاهکار Clint Mansel رو از اینجا بشنويد.
 
 

قیدهای تأکید

 
يکی از فرق های زندگی با رياضيات اینه که در زندگی نميشه به راحتی از قيدهای تأکید دقيقاً، قطعاً، مطلقاً، هرگز، هميشه و ... استفاده کرد.
 
 

کمی خودخواهی

 
اگه هيچ کسی دوستت نداشته باشه، سنگينی خيلی از مسئوليت های زندگی از روی شونه هات
 برداشته ميشه. اینطوری هم زندگی کردن آسونتره هم مردن!
 
پ ن: ترانه ای برای این پست رو از اینجا بشنويد.
 

حسرت

 

دوست داريم هرچه زودتر به آخرش برسيم، ولی وقتی رسيديم، دلمون واسه اوّلش تنگ ميشه!

 

معلومه؟

 
تو،
برای من همچو سالومه
 
شايدم،
برای جنونم يه بهونه
 
يه نگاهت،
ديازپام بيقراری های شبونه
 
گرمی دستات،
سشوار افکار پريشونه
 
 
پ ن: اینم آخر و عاقبت این وبلاگ، کسی چه می دونه! شايد در آينده از عکس هنرپيشه های سينما هم استفاده کردم.
 

غريبانه

   
اگر تقدير بگذارد
من که بی پرواز و پر ماندم
پر بگيرم سوی چشمانت
در نگاه تو شوم مهمان
آه اگر تقدير بگذارد
 
 
پ ن: شعر يک ترانه ست و نمی دونم شاعرش کيه! هوس کردم اینجا بنويسم، شايد برای تلطيف چرت و پرت های بی روح گذشته.