تو،
برای من همچو سالومه
 
شايدم،
برای جنونم يه بهونه
 
يه نگاهت،
ديازپام بيقراری های شبونه
 
گرمی دستات،
سشوار افکار پريشونه
 
 
پ ن: اینم آخر و عاقبت این وبلاگ، کسی چه می دونه! شايد در آينده از عکس هنرپيشه های سينما هم استفاده کردم.