خواستم مثه خيلی های ديگه، چهارتا حرف رکيک، دو سه تا فحش و بد و بيراه بالای هجده بنويسم، شايد خواننده های احتمالی وبلاگ، پيش خودشون فک کنن : ”واااااو چه وبلاگ کووووولی!
ولی نتونستم. چون نه ادعای روشنفکری و باجنبه بودن دارم و نه از شکستن خوشم مياد! حالا چه شکستن تابو، حرمت،  ادب، عفّت و .... باشه، چه شکستن پارچ و ليوان يا دل و جيگر يا ...
شاملو و هدايت اگه تابو شکن بودن، يادمون باشه شاملو و هدايت بودن! ولی من کجا اونا کجا! هر وقت به نزديکی  های اونا رسيدم، يه فکر واسه تابو شکنی هم می کنم.