دوران کودکی، همون زمان که خوشمزگی رو در شيرين بودن می دونستم، دوست نداشتم شب بشه! کی فکرشو می کرد؛ يه روزی عاشق شب بشم و چای و قهوه تلخ بنوشم!
نمی دونم چرا ياد جمله ای از کيتارو افتادم که می گفت؛ واقعيت يعنی تناقض و هرچه عميق تر  به این تناقض  بيانديشيم، بيشتر به حقيقی بودن واقعيت پی می بريم.