حتی نااميد ترين آدم ها، بعضی وقتا که از گذشته و حال فرار می کنن، به آينده پناه می برن. يکی از فرق های يه زنده با يه مرده در همين آينده ست. سارتر در کتاب هستی و نيستی می گه "گذشته هر فرد؛ گذشته ایست که توسط  فرد تجربه شده، حال؛ واقعيت موجود، آينده؛ بازتاب ظرفيت های بلقوه يا پتانسيل اون فرده. پس از مرگ ديگه نميشه به ثبت چيزی در زمان حال  ادامه داد. در واقع هر فردی پس از مرگش تبديل به زندگی گذشته ش ميشه، بدون حال و آينده. يه مرده در اذهان افرادی که اونو بياد ميارن ثابت و بدون تغييره."
 نمی دونم؛ اميدوارم؟ نااميدم؟ مرده ام؟ زنده ام؟ امّا می دونم دوست ندارم ثابت و بدون تغيير بمونم.