تفاهم
يک ليوان چای برای خودم ريختم, پر رنگ و تلخ
يک فنجان قهوه برای اون, با شير و شکر
خواستم با هم چای و قهوه بخوريم
که!
سريال مورد علاقه اون شروع شد
این شد که به وبگردی رو آوردم
فردا شنبه ست
می تونم تا ظهر بخوابم
و امشب را تا دير وقت بيدار بمونم
امّا اون بايد زود بخوابه
آخه شنبه ها صبح زود ميره ورزش
چقدر از خودم بدم اومده!
پس اون بايد منو دوست داشته باشه
و این خيلی خوبه
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 7:3 PM توسط بيقرار
|