ترک نامتناهی، واپسين مرحله پيش از ایمان است. ابراهيم از عشقی که همه محتوای زندگی اوست دست می شويد و در رنج آرام می گيرد و به ناممکن بودن آن از ديدگاه انسانی يقين دارد. از این رو يگانه چيزی که می تواند او را نجات دهد، محال است و او آن را با ایمان بدست می آورد، پس او عدم امکان را تصديق می کند و در همان لحظه به محال باور دارد.
ایمان غريزه بی واسطه قلب نيست، بلکه پارادوکس زندگی ست. ایمان سرشار از این پارادوکسهاست و ارزش آن هم در تحمل رنجِ قرارگرفتن در آنهاست. هیچکس در راه ایمان نمیتواند انسان را درک کند. هیچکس نمیتواند او را همراهی کند. هیچکس تنهاتر از ابراهيم نیست.
پ ن: برگرفته از کتاب ترس و لرز، اثر سورن کیرکگارد، ترجمه عبدالکريم رشيديان، نشر نی.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 3:9 AM توسط بيقرار
|