افلاک
وقتی در یک شب تابستانی، برای دیدن آسمان پر از ستاره روی علفها دراز بکشی و چشم به آسمان بدوزی، اگر چنین حرکتی مثل ترانه یا رقص بخشی از زینت آن شب یا یک شب تابستانی رمانتیک نباشد، آسمان و ستارهها را خواهی دید، آنوقت لنگههایی در آن آسمان به دو سمت باز خواهد شد، یکی به سمت دین و دیگری به سمت فلسفه... دین، آفرینش آن کائنات با شکوه را به خدا نسبت میدهد و به آرامش میرسد، برای همین دین به انسانها آرامش و اعتماد میبخشد، برای آنکه تصور میکند جواب سؤالی را که در جستجویش بود، یافته است؛ در حالیکه فلسفه، برادر ناآرام دین است، هیچ جوابی راضییش نمیکند ، بعد از هر جوابی بلافاصله سراغ سؤال جدیدی میرود
برگرفته از کتاب عشق روزهای بلوا اثر احمد آلتان
برگرفته از کتاب عشق روزهای بلوا اثر احمد آلتان
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 10:57 PM توسط بيقرار
|