نفرين
اون وقتا که جوان بودم و حقيقت داشتم
يکی چه غمگيمن رهايم کرد
قلب نازکم را به دو نيم کرد
و این خيلی بد بود
عشق برای آدم های بدشانسه
چيزی مثه نفرين
روزگاری هم دلی بود
که به دست من شکسته شد
و گمان کنم این خيلی بدتر بود
پ ن۱ : شعر فوق از «دوروتی پارکر» شاعر و نويسنده امريکايی هست، وی تحت عنوان سناريو نويس در دهه سی در فيلمی با عنوان «ستاره ای متولد ميشود» برنده جايزه اسکار شد.
پ ن۲ : اگه ترجمه من شيوا نيست، ببخشيد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:6 PM توسط بيقرار
|