به کسی گفتند خانچه می‌برند

گفت: به من چه؟

گفتند به ‌طرف خانه‌ی تو می‌برند

گفت: به شما چه؟

گفتند خدا یکی است

گفت: از عالم توحید تو را چه؟ تو خود در عالم تفرقه‌ ای، صد هزاران ذره شده‌ ای، هر ذره در عالم‌ها پراکنده، پژمرده ‌ای، افسرده ‌ای، فروفسرده‌ ای. تو را از یکی بودن خدا چه حاصل؟ او خود هست؛ وجود قدیم او هست اما به تو چه؟ تو خود نیستی. از هستی، تو چه سود می‌بری؟ به تو چه که او واحد است؟ چون تو خود صد هزار بیشی. هر جزوت به طرفی افتاده.