چون مدتى بر اين برآمد، قدرى چشم من بازگشود. بدان قدر چشم مى نگريستم. چيزها مى ديدم که ديگر نديده بودم و از آن عجب مى داشتم تا هر روز به تدريج، قدرى چشم من زيادت بازکردند و جهان را بدين صفت که هست به من نمودند.

هان تا سر رشته خود گم نکنى

خود را ز براى نيک و بد گم نکنى

رهرو رويى و راه تويى، منزل تو

هشدار که راه خود به خود گم نکنى !