خيلی ها معتقدند که ترس کودکان از موجودات خيالی يا ترس از تاريکی، از فقدان آگاهی و دانش ناشی ميشه و در پايان به این نتيجه می رسند که دليل اصلی ترس، بی دانشي و عدم آگاهی نسبت به محيط اطراف می باشه و با حصول دانش، ترس مرتفع ميشه.
ولی من با این طرز فکر موافق نيستم، به نظر من، نميشه گفت ترس بده يا خوبه و نميشه قضاوت مطلقی در موردش داشت، در خيلی از موارد حق با اوناست و ترس ناشی از نا آگاهی هستش، امّا در همه موارد این اصل يا بهتر بگم تئوری صدق نمی کنه. در مواردی دانش و آگاهی خود سبب ترس ميشه، به عنوان مثال هيچ آدم عاقلی با دستان خيس يک سيم لخت برق رو لمس نمی کنه چون دانشش باعث ميشه اون فرد از عواقب کارش بترسه! يا هيچ آدم عاقلی با دستان خالی به استقبال يک کرگدن وحشی نميره و از رويارويی با اون حيوان می ترسه! از این گونه مثال ها زياده.
يک نکته این وسط وجود داره که شايد مورد توجه قرار نگيره، و اون اینه که; هر فردی که بترسه ترسو نيست، بلکه فردی که ترسش از روی فقدان آگاهی و دانش باشه ترسو نام می گيره.