تبليغاتX
بيقرار - حال پريشان

 

 

دوباره حس غريبی دارم 

کاريش هم نميشه کرد

ياد گرفتم که این جزئی از غربته و بايد باهاش کنار اومد

 تارم کجاست؟

حيف که دير وقته! حتی واسه دلتنگيم ديره

 

 این آهنگ  رو امتحان می کنم

شايد تاثير بذاره

.

 

نه!!! بد هم نبود! 

.

 
چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طرفه نگارم

از دوری تو صياد دگر تاب نيارم
رفتست قرارم

چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی
بر دل بنشانی

چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی
وای از شب تارم

در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره كوي تو با عشق بشويم
با حال نزارم

برخيز که داد از من بيچاره ستانی
بنشين که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شيرين به سخن بازگشائی
خوش جلوه نمائی

ای برده امان از دل عشاق کجائی؟
تا سجده گزارم

گر بوی تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند

ورنه ز وجودم اثری هيچ نماند
جز گرد و غبارم

 

+ تاريخ جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 3:3 AM نويسنده بيقرار |