تبليغاتX
بيقرار - خوشبختی



هميشه شنيدم خوشبختی نسبی هستش نه مطلق! يعنی يکی از راه های تشخيص خوشبختی مقايسه هستش.
با این تعريف ما هميشه نسبت به عدّه ای خوشبخت و نسبت به عده ای بدبخت هستيم.
من فکر می کنم هر کسی تعريف خودشو از خوشبختی داره; يکی خوشبختی رو در ماديات مي بينه يکی در معنويات يکی در خانواده ديگری در سلامتی و الی آخر...
امّا انتهای همه این تعريف ها به يک نقطه نزديک ميشه و اون احساس آرامش و شادمانی درونی هستش, از ديد من خوشبختی می تونه آسوده سر بر بالین گذاشتن و صاحب وجدان آسوده بودن باشه. 


عدّه ای خوشبختی رو در ماديات مبينن يعنی هرکی پولدار تره خوشبختره!
لرد ريچارد ليارد، اقتصاددان و پژوهشگر انگليسی در کتابی به نام "جامعه خوشبخت" نشون ميده که رفاه مادی نمی تونه خوشبختی آدمی را تضمين کنه. ليارد در رساله خود می کوشه ثابت کنه که رفاه روز افزون در جوامع پيشرفته، الزاما به احساس سعادت نمی انجامه
اقتصاددانان تا کنون بر اساس ميزان درآمد سرانه، خوشبختی را اندازه می گرفتن. اما هرچند درآمد سرانه ملی در جوامع صنعتی پيوسته افزايش يافته، اما بر خوشبختی شهروندان به اين ميزان افزوده نشده. ليارد از اينجا به اين نتيجه می رسه که رشد صنعتی نمی تونه ملاکی برای خوشبختی آدمی باشه.
مردم در جوامع صنعتی به ظاهر سعادتمندتر از مردم جوامع عقب مانده يا در حال توسعه هستن، ولی اين را هم بايد در نظر داشت که در جوامع صنعتی در کنار رفاه مادی، آفت هايی مانند افسردگی نيز رشد می کنه
به نظر ليارد عواملی وجود داره که بيش از رفاه در احساس خوشبختی مؤثره . به نظر اين پژوهشگر رابطه صميمانه با همسر و نزديکانه که آدمی را خوشبخت می سازه. او با آوردن شواهدی نشون می ده آنها که خوشبختی را در موفقيت شغلی و پيشرفت حرفه ای می جويند و از خانواده و دوستان غافل می شن، به رغم رفاه و کاميابی حرفه ای به شدت احساس بدبختی می کنن!
بنابرين ميشه نتيجه گرفت ماديات محور مناسبی برای ارز يابی خوشبختی نيست.

 ابن رشد خوشبختی رو ینگونه تعريف ميکنه;
هدف یک گیاه رشد کردن است و هدف یک اره بریدن، اما هدف یک موجود انسانی چیست؟ یکی از اهداف نهایی ما شاد بودن و خودداری از اقداماتی است که منجر به ناخوشی می شود.
فضیلت اخلاقی منجر به خوشبختی می شود و در صورتی که ما مطابق ماهیتمان رفتار کنیم ، قادر به رسیدن به خوشبختی خواهیم بود. ممکن است برداشتهای زیادی از این خوشبختی صورت گیرد ، چه به عنوان ترکیبی از فعالیتهای دینی و اجتماعی ، چه به عنوان یک ایده آل فکری کامل.

خوشبختی با موفقيت فرق می کنه چه بسا آدم های موفق که احساس خوشبختی نمی کنن.

چون خوشبختی يک حس درونيه بايد طبق ماهيتمون رفتار کنيم تا بتونيم این حس درونی رو ارضا کنيم.

 

+ تاريخ دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 6:49 PM نويسنده بيقرار |