سقراط در رساله مهمانی (Symposium) از قول خانمی بنام ديوتيما نقل می کنه:
«كسى كه اعتقاد درستى داشته باشد ولى نتواند علل و دلايل درستى آن را بيان كند اين حالت نه دانائى است و نه نادانى. دانائى نيست زيرا شناسائى بى وقوف به علل امكانپذير نيست، نادانى هم نيست چون كسى كه حقيقت را دريافته است نمىتوان او را نادان شمرد، پس اعتقاد درست مرحلهاى است ميان دانائى و نادانى.»
من فکر کنم اگه کسی قادر باشه علل و دلايل درستی اعتقادشو بيان کنه، اون موقع اعتقادش رو بايد ایمان ناميد و هر کسی بتونه، هر گونه شک و شبهه رو از ایمانش بزدايه، ایمانش رو بايد يقين ناميد.
ما چه اندازه به افکار و گفتار و رفتارمون ایمان داريم؟ حالا يقين پيشکش!