تبليغاتX
بيقرار - آدم ها و نياز ها

 

مدتی پيش يکی از دوستانم از يک سفر تفريحی از چين برگشته بود، هم تمجيد می کرد هم انتقاد، زياد هم بی انصاف نبود.

يکی از انتقاد هايی که می کرد، این بود که چينی ها فرهنگ استفاده از وسايل نقليه عمومی رو ندارند، وقتی اتوبوس مياد، مردم برای سوار شدن هيچ احترامی به حقوق همديگه نمی ذارن و شروع می کنن به تنه زدن و فشار آوردن تا وارد اتوبوس بشن. بعد اون هارو با شرايط مترو و اتوبوس در اروپا مقايسه کرد، که مردم چطور با احترام و منظم از وسايل حمل و نقل عمومی استفاده ميکنن.

من فقط گوش کردم و می دونستم که ایران وضيعت بهتری از چين نداره!

این خاطره رو فراموش نکرده بودم تا اینکه يک روز صبح که از طريق مترو راهی دانشگاه بودم، يک نقص فنی در خطوط مترو رخ داد. معمولا بين ساعات هفت تا هشت صبح، هر پنج دقيقه واگن ها ميان، ولی اون روز بعد چهل و پنج دقيقه خبری از واگن ها نبود! من هرگز این همه مسافر رو با هم در يک ایستگاه نديده بودم، همه نگران کارشون بودن که دير نرسن. خلاصه بعد يک ساعت مترو شروع به کار کرد و واگن ها اومدن، چشمتون روز بد نبينه! همين آقايان و خانوم های متمدن و محترم ،چنان به تک و پهلوی هم ضربه می زدن که نگو و نپرس! هرکی سعی می کرد يجور خودشو بندازه تو واگن! ياد ایران خودمون و تعريف هايی که دوستم از چين کرده بود افتادم و فهميدم; ایرانی ها، چينی ها و اروپايی ها همشون همين موجودات دو پا هستن که فرقی با هم ندارند، تنها نياز هاشون با هم فرق می کنه و جايی که این نياز ها مثه هم باشه واکنش ها هم مثه هم ميشه.

 

+ تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 7:36 PM نويسنده بيقرار |