تبليغاتX
بيقرار

 
حتی کسانی که در انزوا زندگی ميکنند، گهگاه می خواهند خودشان را به کسی بچسبانند. هر کسی بر حسب روزمرگی هايش، آب و هوا، کار و بارش; ناگهان دلش می خواهد بازوئی ببيند تا به آن بياويزد، ما نمی توانيم بدون پنجره ای رو به خيابان ديری بپاييم.
 

پ ن: بر گرفته از داستان «پنجره رو به خيابان» اثر فرانتس کافکا

 
+ تاريخ چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 0:12 AM نويسنده بيقرار |

 
فهميدن هم يجور رنجه، ولی نمی دونم رنجور بودن فضيلته يا نه! بقول نيچه:
« فرد فرهيخته از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن، چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. »
 
 
+ تاريخ جمعه یکم آبان 1388ساعت 6:29 PM نويسنده بيقرار |

 
 
انسان ها همواره دنبال تاييد گرفتن از اطرافيانشون هستند. اینکه تا چقدر خودمون رو زير ذره بين نگاه ديگران بدونيم، به همون اندازه ميزان تاثير پذيری مون از ديگران بيشتر ميشه.
ميخائيل باختين معتقد بود; انسان بطور پيچيده و اجتناب ناپذيری تحت تاثير ديگرانه. وی معتقد بود; آدم ها تنها می تونن درون خودشون رو ببينن و بيرونشون توسط ديگران ديده ميشه، در حقيقت ديگران آئينه ای برای ديدن بيرون ما هسند، این خود نشان از تاثير ديگران بر ما و بلعکس داره. 
باختين هويت انسانی رو با سه مولفه تعريف ميکرد: «من برای خودم»، «من برای ديگران» و «ديگران برای من».
«من برای ديگران» قضاوتيست که ديگران بر روی من می کنن و «ديگران برای من» دريافت هائيست که شخصيت ديگران از من داره يا به عبارت ديگه تاثيرات من بر روی شخصيت ديگران هستش.
يک چيزی رو نبايد فراموش کرد; «من برای ديگران» يا «ديگران برای من» نبايد باعث بشه که اصل «من برای خودم» رو فراموش کنيم و هويت درونی خودمون رو گم کنيم.
 
 
پ ن: باختين فيلسوف و متفکر بزرگ روسی در قرن بيستم بود.
 
 
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 6:20 PM نويسنده بيقرار |

 
بعضی مسائل موجود در دنیای طبیعی رو نميشه به سادگی حل کرد، ولی با ساختن يک مدل رياضی به سادگی حل میشه و وقتیکه نتیجه به دنیای طبیعی منتقل میشه کاملأ منطبق بوده. پيوند رياضی با فيزيک همينجاست.
برای حل کردن معمای زندگی بايد المان های زندگی  رو بصورت پرامترها و مجهولات به دنيای رياضی وارد کرد و معادله حاصله رو حل کرد و نتيجه رو به زندگی واقعی برگردوند.
تنها مشکلی که وجود داره، اینه که تعداد مجهولات و پارامتر ها اونقدر زياده که این معادله نه بدست انسان و نه به کمک نرم افزار های رياضی حل نميشه!
ولی ساختن این مدل رياضی کار بيهوده ای هم نبوده! چون درسته که معمای زندگی حل نشده ولی فهميديم که رياضی از زندگی آسونتره.
 
 
+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 7:7 PM نويسنده بيقرار |

 

خيلی اهل تاريخ نيستم، ولی هرچند گاهی که سری به تاريخ ميزنم، می بينم همه چيز در حال تکرار شدنه و اکثر وقايع تاريخی به نوعی تکرارين! ياد جمله ای از هگل فيلسوف آلمانی ميوفتم که می گفت:

« یکی از درسهایی که از تاریخ می‌توان آموخت این است که هیچ‌کس از تاریخ درس نیاموخته است »
 
 
+ تاريخ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:6 PM نويسنده بيقرار |